آخرین خبرها
هاستینگ باما

داستان کوتاه – رستوران

داستان طنز

سه تا رفیق با هم میرن رستوران ولی بدون یه قرون پول . هر کدومشون یه جایی میشینن و یه دل سیر غذا میخورن و اولی میره پای صندوق و میگه : ممنون غذای خوبی بود این بقیه پول مارو بدین بریم.

صندوقدار: کدوم بقیه آقا ؟ شما که پولی پرداخت نکردی.

میگه یعنی چی آقا خودت گفتی الان خورد ندارم بعد از صرف غذا بهتون میدم. خلاصه از اون اصرار از این انکار که دومی پا میشه و رو به صندوقدار میگه : آقا راست میگن دیگه، منم شاهدم وقتی من میزمو حساب کردم ایشون هم حضور داشتن و یادمه که بهش گفتین بقیه پولتونو بعدا میدم.

صندوقداره از کوره در رفت و گفت: شما چی میگی آقا، شما هم حساب نکردی! بحث داشت بالا میگرفت که دیدن سومی نشسته وسط سالن و هی میزنه توی سرش. ملت جمع شدن دورش و گفتن چی شده؟ گفت: با این اوضاع حتما میخواد بگه منم پول ندادم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*